تابستان 91
سلام عشق مامانی الان که دارم برات مینویسم شما در خواب نازی امروز دیر از خواب پاشدی به خاطر همین الان خوابی اینروزها خیلی بلا شدی حرفهایی که میزنی کارهایی که میکنی همه نشونه های بزرگ شدنت عزیزم امسال بابایی لطف کرد ما را دو بار برد شمال یکی بعد تولدت یه بارم تو ماه رمضان که با خاله منیره رفتیم خیلی خوش گذشت مخصوصا به شما تا تونستی با فریماه بازی شیطونی کردی اولین استخر زندگیت انجا بود که رفتی کلی ذوق میکردی برات یه
لاک پشت بادی خریدم حسابی تو اب شیطونی کردی لبه استخر نشسته بودم فقط تو رو تماشا میکردم عسلم عاشقتم تو قشنگترین بهونه زندگیم هستی امیدوارم همیشه خندان شاد باشی مامانی امروز روزه است دیگه براش نفس نمونده دوست دارمت یه عالمه


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تابستان 91
