رفتن خانم کوچولو تو اطاقش
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
شهریور سال ٩٠دیگه کم کم خانمی باید میرفتی تو اط
اقت دیگه بزرگ شده بودی از شیر گرفته بودمت دیگه باید مستقل میشدی .شب اول با شما کلی بازی کردیم تا خسته بشی زود خوابت ببره که خوشبختانه بدون درد سر با این قضیه کنار امدی اون شب تا صبح خوابم نبرد بد جوری بهت عادت کرده بودم دائما میومدم تواطاقت بالاسرت بهت سر میردم ببینم راحت خوابیدی که خوشبختانه شما دختر عاقل دانایی بودی خیلی زود با شرایط کنار میایبعد اون شب بابایی برات دستگاه دوربین دار خرید دیگه نیازی نبود نگران چیزی باشم هر موقع از خواب بیدار میشدم از تو مانبتور نگاهت میکردم مثل یک فرشته زیبا خواب بودی .عزیزم من و بابایی تا روزی که زنده ایم مواظب شما هستیم پس با خیال راحت لالا کن



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رفتن خانم کوچولو تو اطاقش 

