یگانه ساداتیگانه سادات، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

وروجک خونه ما

لحظه تولد فرشته اسمونی

1391/7/29 9:09
نویسنده : فرزانه
509 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.comروز شنبه ١٩اردیبهشت ٨٨ از بعد از نماز صبح حالم خوب نبود یه حسی میگفت امروز دیگه همدیگر میبینیم به دکتر زنگ زدم گفت دیگه خودت برای زایمان اماده کن خلاصه از صبح کارام کردم ساک لباست بستم به بابایی گفتم دیگه وقتش خلاصه تا بعدظهر کارام کردم به خاله منیره زنگ زدم امد اینجا تا باهم بریم بیمارستان ساعت ٨شب درد امونم برید تا رسیدم بیمارستان رفتم توی اطاق اماده شدم برای زایمان خاله منیره با بابات خاله مریم پشت در منتظر بودن منم داشتم درد میکشیدم انقدر خدا خدا کردم گریه کردم تا بالاخره ساعت ١١:٢٠شب به دنیا امدی تو رو بغلت کردم همه دردام یادم رفت دست کشیدم به موههای خوشگلت اشک میریختم خدارا شکر میکردم که تو سالمی همیشه دلم میخواست زایمان طبیعی کنم تا لحظه بدنیا امدنت از نردیک ببینم یه دختر توپولی مو مشکی نازنازی که خیلی هم بلا بودیniniweblog.com

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)