تولد3سالگی
.gif)
عسل مامانی شما یکسال بزرگتر شده ای حسابی برای خودت خانمی شدی یه دختر اجتماعی با ادب شده بودی از وقتی فهمیدی تولدت نزدیک شروع کردی به ذوق شوق مدام میگفتی چندتا بخوابم تولدم میشه میخواستم امسال تولدت خودمونی بگیرم ولی شما قبول نکردی .خلاصه منم شروع کردم برای تدارک تولدت کلی مهمون دعوت کردم یه عالمه غذاههای خوشمزه پختم پنجشنبه 21اردیبهشت دو روز بعد از تولد واقعیت همه دوستات فامیل دور هم جمع شدیم تا بزرگ شدن شما را جشن بگیریم خونه رو با یه عالمه بادکنک تزیین کرده بودیم کلی ذوق میکردی بردمت ارایشگاه موهات برات حسابی خوشگل کردم برات طبق دستوری که داده بودی کیک تولدت برات گربه کیتی سفارش دادیم انروز به شما خیلی خوش گذشت تا تو نستی دوستات سر بادکنک اذیت کردی هر کی میرفت سر بادکنک سرش غر میزدی طاقت نداشتی اول کاری شروع کردی به باز کردن کادوهات که کلا نطم تولد بهم ریختی هر جوری بود انشب گذشت به من که خیلی سخت گذشت ولی به شما خیلی خوش گذشت .عزیز مادر امیدوارم سالیان سال به خوشی سلامتی شمعهای تولدت فوت کنی
.jpg)
.jpg)




تولد3سالگی
